امروز اولين روزی بود که به خاطر انگيزه ای واهی وبلاگ طنز و جالب The First Rain رو اين چنين آغاز کردم.

توام با وبلاگ اول از ۲۸/۰۵/۱۳۸۳ Metallic Rain رو پيش بردم. بعدها First Rain رو به اين جا منتقل کردم. توی آدرس جديد نوشته های جالب توجهی ننوشتم که البته فکر می کنم ۲ تا هم بيشتر نبودند . البته تصور می کنم علت اين امر مشکلاتی بود که ايجاد شد و تا حدود زيادی حس طنز و همين طور حس نوشتن را از من گرفته بود.

برای تجديد قوا تصميم گرفتم نوعی ديگر به وبلاگ بپردازم. و آن هم در خلوتی بدون شرح! بود که اين وبلاگ منظر لطيفی بود به مسايلی ظريف تر .

از آنجايی که اين خلوت را خيلی دوست دارم، تصميم گرفتم به مناسبت امروز هر سه وبلاگ را در اينجا گرد هم بياروم . فقط يک چيز می ماند آن هم اين که لازم است اسمش را عوض کنم؟ آيا تو که اينجا می اومدی همين اسم رو دوست داری و با وجود اينکه قرار است شرح دو وبلاگ ديگر هم به اينجا اضافه شوند لزومی نمی بينی اسمش رو تغيير دهيم؟

اگر هم بنا را بر اين بدانيم که اسم اين جا را عوض کنيم چه بناميمش؟

? = خلوتی بدون شرح! + The First Rain + Metallic Rain

ترکيبی از اين سه يا نامی نو ؟ می خوام شما بگين .

اما برای اين مناسبت هديه ای قديمی دارم حتمآ بخوانيدش :

 

خروس

 

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
horizon

ســــــــــــــــــــــــــلام .. خوشحالم از بازگشتت و بيشتر خوشحال شدم از اينکه اين تراوشات ذهنی زيبا تماما ْ از نهاد آدمی چون تو برخواسته .. ( ای ناقلا ! ) خودت منو با متاليک رين آشنا کردی و من از مطالبش واقعاْ لذت بردم ... نام مهم نيست مهم اينه که حضور داری ...اما ميشه که بيشتر درباره ش فکر کرد ...

horizon

خروس رو خوندم عجب ماجرای بغرنج و دردناکی داشت ! .. اما ازhttp://firstrain.blogfa.com/ خوشم اومد .. متن سربازی خيلی جالب بود ! .. / موفق باشی منتظر يک تلفيق زيبا از تمامی استعدادهات هستيم ..

saye

سلام وبلاگ بی نظيری داريد موفق باشيد

سمر

احساس کن. داری تنهايی تو بارون راه ميری و به عشقت فکر ميکنی و گريه ميکنی. تو تنهای تنهايی. يه اسم برای اين تنهايی بذار ميشه تلفيقی از اسامی تو. خلوتی که نميتونی برای کسی بيانش کنی. و بارونی مفاوت با بقيه بارونهای عمرت. من نميتونم تو يه کلمه خلاصشون کنم. چون همه رو به تنهايی دوست دارم. حيفم مياد هر کدومشون رو از بين ببرم. فعلا