پاکی های دنیارو آلودین       این جور اگه بگذره نابودین

آی آدما با ندونم  کاریتون       زندگی رو کشتین و خشنودین

چرا باید بمیرن از تشنگی       ماهی های کوچیک سرخابی مون

واجبه که کمک کنیم       فکری برای بستن زخمای شاپرک کنیم

دشت اگه صحرا بشه قاصدکی نمی مونه       قصه ی زندگی رو باز چکاوکی نمی خونه

 

شعرش نمی دونم از کیه ولی افشار خوندش.

/ 3 نظر / 5 بازدید
پانتی

سلام یولی جان...ما که دیگه عادت کردیم تو هر چند ماه یه بار بیای اینجا رو گردگیری کنی[ابله]...واقعا اين روزا ماهياي اين سرزمين دارن توي خشكي و آلودگي جون ميدن و پرپر ميزنن...كيه كه به فكرشون باشه؟[گریه]

غريب آشنا

سلام خوب هستین؟ مطالبت قشنگه بهت تبریک میگم وبلاگ خیلی خوبی داری من مطالب قبلیتم خوندم قبل از اینکه به قول پانتی جون گردگیری کنی

پانتی

سلام محسن جان!‌خیلی وقته ازت خبر ندارم. خوبی؟ خوش میگذره؟ اوضاع و احوالت چطوره؟ یه خبری از خودت بده لطفا[قلب]