/ 9 نظر / 2 بازدید
پریوش

سلام و صد سلام ..وبلاگ جالبی دارید...تبریک عرض می کنم...من را یاد بادبادک کودکیم انداختید که دنباله ی بلندی برایش درست کرده بودم ولی دنباله زیبایی بابادکم زیر پای خواهرم قبل از تجربه اولین پرواز پاره شد..!!!.......دلشاد باشید و بدرود

mamanyehasty

سلام ، عکس کودکيهای خودته؟ بهر حال دختی قشنگيه ... هر کدوم از عکس ها برای هر کدوم از ما ببينده گان يه معنا و يه مفهوم و يه خاطره س ... من عاشق اون شقايقها وريل راه آهنم ... ميدونی چرا ؟ منو ياد شهر و ديارم مياندازه

barbapapa

ای جون من فدای اين خلوت بدون شرحت بشم، مرسی که بهم سر زدی .راستی من آپ کردم .موفق وشاد باشی.

fatemeh

ببينم..تو اونايی رو که تو بلاگم نوشته بودی جدی بود؟؟؟اميدوارم جدی بوده باشه چون واقعا ديگه داشتم از تعريفو تمجيدای(پاچه خواريای)تو بلگم پررو ميشدم....لازم بود يکی مثل تو يه ذره حالمو جا بياره....حالا پررو نشی بيای هميشه اين طوری بنويسی؟؟؟از اين بابت گفتم هميشه که می دونم قراره هميشه بيای...يعنی بايد بيای...آره زوريه.....وقتی من منتظرت ميمونم تو نبايد واسه من طاقچه بالا بزاری!!! در مورد بلاگتم يه عکسايی رو انتخاب کردی که آدم راجبش يه دنيا حرف داره.....آخه من از يه بادبادک چی بنويسم از اون بادبادکی که تونسته تمام آرزوهای يه بچه شايدم يه آدم بزرگو تو خودش خلاصه کنه!! سادگی رو تو چشمای اون بچه خوندی؟؟ به نظرت بزرگترين آرزوی اون بچه همين بادبادکه نبود؟؟واينا يعنی دريايی بودن. راستی چرا ما هر جا ميريم اين بارباپاپا هه هم هست؟؟

nima!

سلام...آقا اين نلبکی رو بيار ببينيمش...اين بد جوری گير داده!!!!!!ايول!!!قربون دستت!!!به خدا دارم ديوونه ميشم!!!!!! ايول که سر می زنی به ديوونه خونه من!!!!حالا خداييش نکنه ديوونه ای روت نميشه بيای تو؟!؟!!!!

ليشام

آخه من به شما چي بگم با اين كامنت گذاشتنتون! در هر صورت لطف شماست نسبت به حقير سراپاتقصير. اون تيكه‌اي هم كه مورد كلاس پروندي، نگرفتم، دوزاري هم دوزاري‌هاي قديم. ولي از اين عكس جدي خيلي حال كردم. چندين دقيقه داشتم نگاهش مي‌كردم، شاد باشي

nima!

مث اينکه الان آنی!!!!اينم يه جور چته ديگه!!!احتمالا قديما که مسنجر نبوده اينجوری چت می کردن! در هر صورت!ایول...حالا عکسشو بیار ببینیم چی میشه...فعلا قربونت...این هی اذیت می کنه با قوطی چایی دعواش شده برم جدا کنم!!!!!