/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

ای بابا هوا همش همينه چشمها را بايد شست... خوشحال ميشم

باران

هوا هميشه همينطوره چشمها را بايد شست.. خوشحال ميشم

kaveh

چه غربتی داره ! / من اگه اينجا باشم ميزنم به آب و ديگه هيچ وقت بر نميگردم /

مامانی هستی

سلام . ميشه بگی آيا هنوز هم چنين آرامش و سکوتی پيدا ميشه يانه؟

پانتی

سلام يولی جون.وای تو چقدر باهوشی پسر که فهميدی بازم اينترنت شرکت قطعه(چشمک) داداش خودمی ديگه بايدم هوش و ذکاوت ازت بريزه!!!(خنده). ولی عجب منظره هوس انگیزی گذاشتياااااا آدم انگار واقعا اون نسيم خنکی رو که الان داره اونجا دم دريا ميوزه حس ميکنه!! چه حالی ميده وسط ظهر تابستون بری روی اون تاب دراز بکشی و يه باد خنکم بخوره به صورتت و به يه خواب پر آرامش بری. وايييييييی يولی آخه اين چه عکسی بود که دل ما رو باهاش آب کردی. کلی رفتيم تو هپروت!!!!!!..شاد باشی

Rita

سلام دوست عزیز...آپ می کنید خبر نمی دید...؟

Rita

عکسايی که گذاشتين رو نمی بينم تا نظم رو راجع بشون بگم.شرمنده...

Rita

نمی دونستم آپ کرديد...اومدم تا آدرس وب جديدم رو بدم با کمال تعجب ديدم که آپ کرديد...أطفاْ خبر بديد.من نوشته ها و در کل وبلاگتون رو خيلی دوست دارم جناب يول...ممنون می شم...بله اين آدرس وب جديدم...خوشحال ميشم نظرتون رو بدونم...خوش باشيد و موفق...

mir

به ديدارم بيا .....

Rita

دفعه قبل عکسها رو نديدم.ولی الان ميبنم...چه منظره زيبايی...واقعاْ قشنگه ممنون...وای.چی ميشد الان اونجا بودم...رفتم تو رويا...خوش باشيدو موفق...