/ 6 نظر / 6 بازدید
پانتی

يولی !! تو اين روزا خيلی دل منو داری میبريااااااا بند کردی به بچه های تیره موی!!!(چه ادبی شد!) واقعا ازت ممنونم (ميبينی چه به خودم گرفتم؟) واقعا اين جمله ای که روش نوشته عميقه،خیلی عمیقققققق. الحق هیچی پاک تر و معصوم تر از خنده های یه کودک نیست،‌هست؟

AArash

elaahi jigareto beram ke up kardi

بارباپاپا

اين دخمره خيلی نازهاما پسره ناز ترهچه فايده بزرگ بشن زشت ميشن

سياوش ( غروب آسمان )

چقدر خوشحالم! چقدر !!! ... پس دیگر گفتن ندارد که 11 تیر یک سالی ، به دنیا آمدم و به همین بهانه ، باید یازدهم تیر هر سال خیال کنم از نو زاییده شده ام ... برای نمی دانم چندمین بار ... که منتظر بمانم برای آنکه یک نفر دیگر به جمع آدم ها اضافه شده تا به تسریع زوال دنیا و آدم کمک کند ، هدیه بگیرم ... که ذوقمرگ شوم از فکر آینده ای که دارم تسخیرش می کنم ... 19 – 20 – 21 ... می آیند و می روند ... از پیری می ترسم ... خیلی زیاد . بیشتر از وحشتی که همگان از مرگ دارند ... چه ، پیری سرآغاز بالیدن است به گند و کثافت هایی که یک عمر به بار آورده ایم . که بگوییم سال ها زیستیم تا بدانیم و حالا که می دانیم ، فهمیده ایم جهل بزرگترین نعمتی ست که خداوند به بشر داده و بشر آنچنان بی لیاقت است که همه این موهبت را به آگاهی لجن مالی شده اش می فروشد ... که بگوییم یک عمر زیستیم تا منتظر بمانیم دیگران جانشان را کادو بپیچند ، بگذارند مقابل نگاه حریصمان و وقتی گذاشتند ، هدیه شان را پس زنیم که روبان کادویشان به جای قرمز جگری ، قرمز گوجه ای بوده است . که بگوییم ... خوشحالم !

نازمهر

احساس می کنم لبخند پسره خيلی طبيعی تره

پانتی

يولی جان،من دارم میرمااااااااااا نمیخوای آپ کنی؟ یهو دیدی دیگه برنگشتم که عکسای قشنگتو ببینمااااااا شاد و سلامت باشی همیشه