خر تو خر يا من تو من! (۱)

 

 

 يکی از اساتيد بنده رو دعوت کرده بودن به محل کارشون جهت انجام پاره ای مذاکرات. دفترشون سمت يکی از پارکينگ های معروف تهران(خيابان کارگر!) بود.

با عجز فراوان داشتم ماشين رو بالا پائين می کردم بلکه يه جای پارک پيدا کنم.

متوجه اتومبيلی شدم که جلوی پل يه خونه نگه داشته بود . منم معطل نکردم . پياده شدم و شروع کردم داد و بيداد ! اين ماشين ماله کيه جلوی پل پارک کرده ... آیــــــــی يکی بياد اينو ورداره ...

همين جوری داشتم داد می زدم که حس کردم يکی می زنه روی شونه ام . برگشتم ديدم يه آقای کوچولو موچولو و ظريف از اينائی که ده تای منو با پنجه ی يه دستش يه لقمه می کنه و می خوره زل زده به من .ابروشو داده بود بالا و دهنش نيمه باز بود. مثه اينکه داشت می خنديد . در ضمن سرشم تکون می داد !!!

از ترسم بلند زدم زيره خنده . بعدم لبخند کريه ام رو حفظ کردم . گفت: مسکلی پيس اومده داداسش ؟ گفتم نـــــه!! مشکل؟!! نچ!!! نه بابا !!! و بازم لبخند!

-:چيه داداس٬ سشاکی سده بودی؟!!

گفتم والّا نمی دونم کدوم احمقی البته بلا نسبت شما ماشينشو گذاشته رو پل!

صورتش کشيده تر شد و دهنش بيشتر باز شد و مثه اينکه بيشتر می خنديد.

-: خوب شما ببخشسش داداشس.شايد، حواسش نبوده.

گفتم نه آقا چیو حواسش نبوده ! ما مريض داريم می خوايم ببريمش بيمارستان حالا چی کار کنیم ؟بعدم اين مرتيکه ی ... اومدم ادامه بدم که ديدم بد جور منتظره ببينه من چی می خوام بگمو همچينم ديگه مهربون نمی خنده !!!

کپ کردم ! فهميدم قضيه چيه ! گفتم آقا! شما می دونی خيابون شهيد گلها کجاست؟!! با همون قيافه ی نامهربون با اين تفاوت که حالا دهنشم می جنبيد انگار چيزيو مزه مزه می کرد گفت؛ نه داداشس ...

بد جوری نگاهش و قيافش عوض شده بود ...  گفتم آقا ممنون الآن افسر بياد ببينه وسط خيابون وايسادم جريمم می کنه ! با اجازه !

دوئيدم سمت ماشين که در برم ... ديدم چپ چپی نگاه می کنه ها !!! کلش رو تکون داد و گفت ؛ بچه سوسوله پررو !!! نشستم تو ماشين. کلمو کردم بيرون و گفتم آقا قربانت! ... يه بوقم واسش زدم !!!

همچين نيم خيز شد که بدوه دنبالم که من گازو گرفتم اومدم ... کلی ترسيده بودم ... گفتم خدايا شکرت ... به خير گذشتا.

شانسکی يکی از پارک در اومد و منم سريع جاش پارک کردم.

پياده شدم .در رو که قفل کردم ديدم يکی جلو ماشينش لخت شده و داره حرکات موضونی (تو مايه های بندری خودمون) انجام می ده  . . .

---------

بقيه اشم بعدآ می نويسم که زياد طولانی نشه حوصله اتون نگيره بخونين!

 

/ 7 نظر / 9 بازدید
شهلا

حوصله ما نمیگیره ....دی.... نا قلا میخایی با این جریان یک پست دیگر بنویسی خودت رو به حوصله ما چیکار داری(چشمک) دی

شهلا

ولی اگه طرف صاحب اون خونه بود ؟ یا ماشین مال اون بود ؟ یا !!!!!!!!!!!!! اونوقت چی ؟

horizon

عجب داداشس ! حکايتی بوده ها ! .. با شهلا خانوم موافقم .. ما تازه گرم شده بودیم و ماجرا اومده بود دستمون که شما ديگه ترجيح دادی خوانندگان در خماری بمانند دیگه !!! بـــله ؟! ... / اما اینکه نوشتی خيابان کارگر و پارکينگ و اين حرفا .. جدا ْ باهات موافقم ... موفق باشی .. منتظر پست بعدی هستم !

سمر

وای فرض کن تو کتک بخوری/////// چه شکلی ميشی؟ اينم از يه قول تشنی مثل اينی که تعريف کردی. هه هه مراقب باش. ببين به من ميگی پانجل رو بچاپم اينم ميشه عواقبش. قربون داآش.

ليلا

خيلی خيلی چسبيد. آخه شمام عجب کاری کردين ها

منصور شیدا

سلام. خوب شد که چيزی هم نوشتی. ولی جون در بردی ها!

گیسو

سلام يوليان - به خير گذشت - مطلبت خيلی قشنگ بود -موفق باشی