خر تو خر يا من تو من! (۱)
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٦/۱٠ : توسط : محسن

 

 

 يکی از اساتيد بنده رو دعوت کرده بودن به محل کارشون جهت انجام پاره ای مذاکرات. دفترشون سمت يکی از پارکينگ های معروف تهران(خيابان کارگر!) بود.

با عجز فراوان داشتم ماشين رو بالا پائين می کردم بلکه يه جای پارک پيدا کنم.

متوجه اتومبيلی شدم که جلوی پل يه خونه نگه داشته بود . منم معطل نکردم . پياده شدم و شروع کردم داد و بيداد ! اين ماشين ماله کيه جلوی پل پارک کرده ... آیــــــــی يکی بياد اينو ورداره ...

همين جوری داشتم داد می زدم که حس کردم يکی می زنه روی شونه ام . برگشتم ديدم يه آقای کوچولو موچولو و ظريف از اينائی که ده تای منو با پنجه ی يه دستش يه لقمه می کنه و می خوره زل زده به من .ابروشو داده بود بالا و دهنش نيمه باز بود. مثه اينکه داشت می خنديد . در ضمن سرشم تکون می داد !!!

از ترسم بلند زدم زيره خنده . بعدم لبخند کريه ام رو حفظ کردم . گفت: مسکلی پيس اومده داداسش ؟ گفتم نـــــه!! مشکل؟!! نچ!!! نه بابا !!! و بازم لبخند!

-:چيه داداس٬ سشاکی سده بودی؟!!

گفتم والّا نمی دونم کدوم احمقی البته بلا نسبت شما ماشينشو گذاشته رو پل!

صورتش کشيده تر شد و دهنش بيشتر باز شد و مثه اينکه بيشتر می خنديد.

-: خوب شما ببخشسش داداشس.شايد، حواسش نبوده.

گفتم نه آقا چیو حواسش نبوده ! ما مريض داريم می خوايم ببريمش بيمارستان حالا چی کار کنیم ؟بعدم اين مرتيکه ی ... اومدم ادامه بدم که ديدم بد جور منتظره ببينه من چی می خوام بگمو همچينم ديگه مهربون نمی خنده !!!

کپ کردم ! فهميدم قضيه چيه ! گفتم آقا! شما می دونی خيابون شهيد گلها کجاست؟!! با همون قيافه ی نامهربون با اين تفاوت که حالا دهنشم می جنبيد انگار چيزيو مزه مزه می کرد گفت؛ نه داداشس ...

بد جوری نگاهش و قيافش عوض شده بود ...  گفتم آقا ممنون الآن افسر بياد ببينه وسط خيابون وايسادم جريمم می کنه ! با اجازه !

دوئيدم سمت ماشين که در برم ... ديدم چپ چپی نگاه می کنه ها !!! کلش رو تکون داد و گفت ؛ بچه سوسوله پررو !!! نشستم تو ماشين. کلمو کردم بيرون و گفتم آقا قربانت! ... يه بوقم واسش زدم !!!

همچين نيم خيز شد که بدوه دنبالم که من گازو گرفتم اومدم ... کلی ترسيده بودم ... گفتم خدايا شکرت ... به خير گذشتا.

شانسکی يکی از پارک در اومد و منم سريع جاش پارک کردم.

پياده شدم .در رو که قفل کردم ديدم يکی جلو ماشينش لخت شده و داره حرکات موضونی (تو مايه های بندری خودمون) انجام می ده  . . .

---------

بقيه اشم بعدآ می نويسم که زياد طولانی نشه حوصله اتون نگيره بخونين!